|
|
|
| با موسیقی بتهون و طعم ونجلیز یک غلت روی کاغذ و یک غلت روی میز این گاردهای بسته کمی باز تر شده اقای ایکس از سر ِ انگشت من بریز بوی ذغال خوب ، لواشک ، قره قوروت قلیان بغض من به ریتم جیلیز ویلیز یک عود در میانه و یک شمع در کنار فنجان قهوه بودو یک فال تر تمیز جغرافیای فال من و گربه ای شرور باید سکوت کرد و چند بیت ن ز ی ی م . خ رد می شویم ما و غزل غسل می کند این بیت خیس تر شده با بوسه های ریز ایکس جنون و اشک من و گریه ی بنان کل می کشید گربه ی در حجله ات عزیز یک دست کاغذ است و یک دست زلف یار یک بیت چشم پاک و یک بیت چشم هیز یک غلت روی کاغذ و یک غلت روی میز با موسیقی بتهون و طعم ونجلیز
شعری از من را در اینجا بخوانید : بوتیمار ( کلیک کنید )
+
تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 1:12 نويسنده الهام قریشی
|
|
|