تبليغاتX
سلام هم نفس روزهای پائیزی

(۱)

خاکم کن امشب  در  خودت در این دقایق

خاکم کن امشب در خودت مانند سابق

محکوم جنسیت شدم استغفرالله

لعنت به تو ، لعنت به من ، لعنت به عاشق

 

 

(۲)

دوست داشتن اتفاق ساده ای است

مثل بیرون پریدن موشی از لجن

و ترسیدنم از چشم های  تو

یا پنهان شدن پشت جیغی بلند

چگونه فرار کنم در خنده ی پیاده رو؟

*

من از موش گنده ای که بوی لجن می دهد، می ترسم

اما از عشق بیشتر

که شبها توی هر تختی  وول می خورد.

می ترسم و عقربه ها چندششان می شود

*

سگ ها به احترام عشق 3 ثانیه پارس می کنند

و من که با زبان هیچ موشی حرف نمی زنم

با احترام : میو ، میو ، میو!

*

دیگر دارم از خودم هم می ترسم

در دیزی را ببند

من با حیاترین گربه این شهرم

باور نمی کنی؟

 با زبان مادریت امتحانم کن!

*

آهم می گیرد وقتی جلوی همین حجله  خودکشی می کنم

کل بکش!

بلندتر!

خونم به گردن خودم

 اینجا موش ها ، جلوی حجله گربه می کشند.

 

 ***

برای خواندن ترانه ام  در سایت ادبی هجوم این آدرس را کلیک کنید:

 

  مجله ادبی شمال

 

(۳)

بالماسکه است روسری اش هم تقلبی ست

جنسش هووست خواهری اش هم تقلبی ست

چوپان شده است آینه ، هی لاف می زند

شاعر زبان مادری اش هم تقلبی ست

 

+ تاريخ پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 0:25 نويسنده الهام قریشی |

________________ سلام هم نفس روزهای پائیزی ______________________