|
|
|
| سلام
امروز ۲۳ شهریوره ۲۶سال پیش تو همین روز بدون اینکه منتظر پیامکی یا تبریکی باشم بدون اینکه بدونم تنهایی یعنی چی؟ به دنیا اومدم امروز اومدم توی این چار دیواری و میخوام بدون کیک و بدون شمع توی آینه چشمای شما نگاه کنم و بگم (تولدم مبارک) دیشبم شبی بود غیر از ۳-۲ نفر کسی یادش نبود خب همون هم..................ممنونم مثل هر شب هم دیشبم کسی نبود تنهاییمو با هاش قسمت کنم پس: به یکی از دوستام که دلتنگش بودم زنگ زدم به چند نفری هم پیامک دادم که... بعدش رسیدم به این ترانه که شد هدیه تولد خودم دلم واسه شما دلم واسه خودم دلم دلم واسه یه لبخند تنگ شد دوستتون دارم زیاد بی واژه با لبخند یه کیک خسته٬ یه شمع تنها میخندی اما٬ پری از غمها داغی میسوزی٬ مثل این شمعها داری آب میشی٬ میریزی اما... باید بخندی٬ دلت غمگینه شب تولد٬ بغضت سنگینه بین این همه ٬مهمون تو خونه بغض قشنگم ٬ نریز رو گونه تو لحظه های ٬مرده تکرار بمون تو چشام حرمت نگهدار شمعت رو فوت کن٬ بی نفس اما... داری میسوزی٬ تو قفس اما... باید بسوزی٬وقت سوختنه رو خرابه ها ٬خونه ساختنه مست غصه ایی٬ این پیک مرگه کیک تولد ٬ یا کیک مرگه تو خودت داری٬نعره میکشی داری میسوزی ٬نه نمیکشی دستات انگاری٬تو یه دستبنده داری میسوزی٬ بغضت میخنده چی مبارکه٬یه بغض خسته دلی که تنهاس٬ بد جور شکسته صدای شادی٬هدیه ها سیاه یه جعبه پر از غم و اشک وآه باید بسوزی ٬وقت سوختنه رو خرابه ها٬ خونه ساختنه داری میسوزی٬مثل این شمعها داری پیر میشی٬ نازنین اما.... مست غصه ایی٬ این پیک مرگه کیک تولد٬ یا کیک مرگه
+
تاريخ شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 11:14 نويسنده الهام قریشی
|
|
|